شمس الدين حافظ

562

سفينه حافظ ( فارسى )

رموز سرّ انا الحق چه داند آن غافل * كه منجذب نشد از جذبه‌هاى سبحانى طرب سراى وزير است ساقيا مگذار * كه غير جام مى آنجا كند گران جانى درون پردهء گل غنچه بين كه مىسازد * ز بهر ديدهء خصم تو لعل « 1 » پيكانى تو بودى آن دم صبح اميد كز سر مهر * برآمدى و سرآمد شبان ظلمانى شنيده‌ام كه ز من ياد مىكنى گهگاه * ولى بمجلس خاص خودم نمىخوانى طلب نمىكنى از من سخن جفا اينست * و گرنه با تو چه بحث است در سخندانى ز حافظان جهان كس چو بنده جمع نكرد * لطايف حكمى با نكات قرآنى هزار سال بقا بخشدت مدايح من * چنين متاع نفيسى بچون تو ارزانى سخن دراز كشيدم ولى اميدم هست * كه ذيل عفو بدين ماجرا بپوشانى هميشه تا ببهاران صبا به صفحهء باغ * هزار نقش نگارد به خط ريحانى « 2 » بباغ ملك ز شاخ امل بعمر دراز * شگفته باد گل دولتت به آسانى قصيدهء هشتم - در مدح شاه شجاع شد عرصهء زمين چو بساط ارم جوان * از پرتو سعادت شاه جهانيان « 3 » سلطان « 4 » شرق و غرب كه در غرب و شرق اوست * صاحبقران « 5 » خسرو و شاه خدايگان خورشيد ملك‌پرور و خاقان « 6 » دادگر * داراى دادگستر و كسراى كى نشان سلطان‌نشان عرصهء اقليم سلطنت * بالانشين مسند ايوان لا مكان

--> ( 1 ) نوعى لعل به شكل پيكان ( 2 ) « خط ريحانى » يكى از اقسام خط است مثل : ثلث ، نسخ ، تعليق ، محقق ، رقاع ، نستعليق و ديوانى . ( 3 ) در بعضى نسخ بجاى « جهانيان » ، « جهان‌ستان » ذكر شده است . ( 4 ) در پژمان بجاى « سلطان » ، خاقان آمده است . ( 5 ) صاحب 25 سال سلطنت ضمنا كليه اين بيت در ديوان معزى ديده شد ( 6 ) در پژمان بجاى « خاقان » ، « سلطان » آمده است .